محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

844

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

پادشاهى اردشير بن شيرويه پس چون اردشير را به ملك بنشاندند دانستند كه او خرد است و تدبير ملك نداند كردن ، مردى را بياوردند نام وى ماه آذر جشنس ، و اين مرد به وقت پرويز خوانسالار بود ، و مردى بود با تدبير و راى و نيكمرد ، و او را وزير خويش كردند و تدبير ملك به دو دادند تا آنچه صواب بيند همى كند تا اردشير بزرگ شود . پس او آن تدبير همى كرد و ملك نگاه همى داشت و اردشير را مىداشت . و مردى بود به ثغر روم اندر ، سرهنگى از آن پرويز نام وى شهربراز ، با سپاهى مقدار شش هزار مرد ، و ثغر روم نگاه همى داشت . چون شيروى به ملك بنشست او را بزرگ داشتى و هر كارى كه كردى از وى تدبير خواستى . و چون ايشان اردشير را بنشاندند و با وى مشورت نكردند و از وى نپرسيدند ، او را اندوه آمد و مخالف شد و سپاه بكشيد و به مداين آمد و اردشير را بگرفت و بكشت ، و نيز مهاذر جشنس را و خلقى از بزرگان عجم را همه بكشت به تهمت آنكه شما پرويز را از ملك بيفگنديد و خود ملك بگرفتيد . پس شهربراز ملك بگرفت ، و از اهل بيت پرويز كس نرينه نمانده بود . پس او ملك عجم را به خويشتن گردانيد و بر تخت ملك بنشست و تاج بر سر نهاد ، و او نه از اهل بيت ملك بود ، و همه عجم را ننگ آمد . و ملك اردشير يك سال و شش ماه بود .